دیجی لند | اخبار دنیای دیجیتال اخبار دیجیتال | اخبار فن آوری

رفتار سوء مدیریتی، سلامت روح و جسم کارمندان را به خطر می‌اندازد

رفتار سوء مدیریتی، سلامت روح و جسم کارمندان را به اخطار می‌اندازد

خبری پیرامون موبایل برای علاقه مندان به این ابزار هوشمند:

دانش پژوهان می‌گویند کارمندانی که مجبورند با سرپرستان و مدیران بی‌کفایت کار کنند، بیش از سایرین مستعد ابتلا به بیماری‌های روان‌تنی جدی هستند.

پیش‌ازاین در باب خصوصیت‌های یک محیط کار بیمار و راه‌های افزایش بخشیدن به آن صحبت کردیم. در این نوشته به اخطار مهم پزشکان و روانشناسان می‌پردازیم که اعتقاد دارند کارکنانی که با کارفرمایان ناصالح کار می‌کنند، ۶۰ درصد بیشتر در معرض ابتلا به بیماری‌های خطرناکی مانند حمله‌ی قلبی قرار دارند.

مدیر یا کارفرمای ناصالح چه خصوصیاتی دارد؟ طبق بررسی ها انجام‌شده، وقتی‌که کارمندان بصورت ممتد با این ۴ خصوصیت برخورد داشته باشند، دچار مسائل و مشکلات جدی سلامتی می‌شوند:

  • مدیرانی که بی‌کفایت هستند
  • مدیرانی که بی‌فکر و بی‌ملاحظه هستند
  • مدیرانی که شفاف برخورد نمی‌کنند
  • مدیرانی که فاقد ارتباطات کافی با سایرین هستند

ما هرگز این صفات را در مدیرانی که خصوصیت‌های و مهارت‌های محشر رهبری را می‌شناسند، نمی‌بینیم. برای دوردستی از این روند تأسف‌برانگیز، خوب است نگاهی دقیق‌تر به هرکدام از این خصوصیت‌ها داشته باشیم:

بی‌صلاحیتی

در عصری که کارمندان از سطح دانش و هوش بالایی برخوردارند و حتی گاهی جوانان علم بیشتری درمقایسه با کارفرمای خود دارند، رهبران خوب با بهره برداری از صلاحیت و توانایی خود، قدرت نفوذشان را به دست می‌آورند.

رهبرانی که واقعاً علاقه مند یادگیری هستند و در تلاش اند بینش و تخصص خود را هم در عرصه‌ی مدیریت کسب‌وکار و هم تکنولوژی گسترش دهند، بهتر و سریع‌تر اعتماد مردم خود را به دست می‌آورند.

با اینحال مسئله از این قسمت کار فراتر می‌رود. مدیران شایسته‌ای که معنی رهبری را درک کرده‌اند، بینش و هدف خود را ارتقاء می‌دهند، دیدگاه‌های خود را در باب هدف با کارمندانشان به اشتراک می‌گذارند و به کارمندانشان انگیزه می‌دهند که به‌صورت اکتیو خود را با این هدف و بینش سرگرم کنند. این کار دلیل می‌شود کارمندان به مدیرشان اعتماد کنند و بر شایستگی ایشان برای این مقام صحه بگذارند. درواقع اعتماد مردم تیم است که به رهبر، اعتبار و صلاحیت می‌بخشد.

بی‌ملاحظگی

کریستین پورات، پروفسور مدیریت دانشگاه جورج تاون و نویسنده‌ی کتاب مهارت مردم‌داری، بیان می کند رفتار غیر محترمانه، بی‌ادبی و بی‌توجهی مدیر دلیل می‌شود کارکنان و حتی کل سازمان به انحطاط کشیده شوند.

بی‌ادبی، خشونت و بی‌تمدنی، عواقب جسمی و روحی  فراوانی برای کارکنان بهمراه می‌آورد و سازمان‌ها مجبورند هزینه آن را به شیوه‌های مختلف، مانند هزینه‌های درمان و خسارت‌های ناشی از عملکرد ضعیف، غیبت کارمندان و برگشت خوردن کالا بپردازند.

پورات پیشتر بیان می کند:

حتی اگر کارمندان بخواهند عملکرد خوبی داشته باشند، نمی‌توانند در اتمسفری که فریبکارانه، ناخوشایند و موهن است، اجرای خوبی داشته باشند. در حقیقت بازدهی و خلاقیت افرادی که محیط غیر متمدن را تجربه می‌کنند، خفه می‌شود و محکوم‌ به فنا است؛ درنتیجه کارمندان باور و حس هم کاری خود را از دست می‌دهند.

پنهان‌کاری

رهبران بزرگ هرگز اعتبار و تشخص خود را با پنهان‌کاری از بین نمی‌برند؛ حتی در تلاش اند شفافیت و پاسخگویی را حاوی اهمیت‌های رفتاری خود قرار دهند و تمامی معلومات ضروری را در تمامی سطوح، با کارمندانشان به اشتراک بگذارند.

یک مثال روشن: استارتاپ Mighty که یک کمپانی مطبوعاتی دیجیتال است، مأموریت کمپانی خود را افزایش زندگی افرادی قرار داده است که با مشکلات سلامتی و معلولیت مواجه‌اند. مدیر این تولیدکننده برای شفاف‌سازی امور کمپانی، همان ایمیلی را که برای سرمایه‌گذاران و مؤسسان کمپانی می‌فرستد، برای هر ۱۳ کارمند کمپانی هم می فرستد.

پورات در بررسی ها وسیع خود متوجه شده است که به اشتراک‌گذاری معلومات، دلیل افزایش کار می‌شود؛ چراکه به کارمندان یاری مینماید بهتر معنی و ارزش کار خود را درک کنند و متوجه شوند به چه شیوه‌ای بهتر قادر اند هم کاری خوب‌تری در کارهای کمپانی داشته باشند. ایشان بیان می کند:

دوردستی از پنهان‌کاری، دلیل می‌شود کارمندان دانش بهتری برای حل و تصحیح مشکلات داشته باشند و بهتر تصمیم بگیرند و درنتیجه، عملکرد سازگار و هماهنگی را در سطح کمپانی بیننده باشیم.

دسترسی کارمندان به معلومات استراتژیک و مالی، به آن‌ها یاری مینماید وظایفشان را به‌طور مفید و مؤثرتری انجام دهند و تصویر وسیع‌تر و جامع‌تری از سلامت کمپانی داشته باشند.

نمونه دیگری از راه‌های گسترش فرهنگ هم کاری و هم کاری، این است که به کارمندان اجازه بدهید مسائل خود را مطرح کنند و با دیگران به اشتراک بگذارند. برای نمونه کمپانی Ritz-Carlton از کارمندانش می‌خواهد هر روز در جلسات ۱۵ دقیقه‌ای، جریان خودشان را در باب اینکه چگونه می‌خواهند امروز وظایفشان را انجام دهند یا به خریداران کمک کنند، برای یکدیگر تعریف کنند. مدیریت عملیات کمپانی Mighty هم در ابتدای جلسات کاری، از کارمندانش می‌خواهد بهترین تست کاری آن روز را به اشتراک بگذارند.

نبود ارتباطات

بهترین رهبران به شیوه‌ای با افرادشان صحبت می‌کنند که هیچ نقطه‌ی تاریکی در ذهنشان باقی نماند. آن‌ها اهداف و انتظارات را به‌وضوح شرح می‌دهند و پاسخگوی هرگونه ابهام محتمل نیز هستند. آن‌ها در بیشتر مواقع راه بازخورد دوطرفه را باز می‌گذارند و ارتباطات را به شیوه‌ای هدایت می‌کنند که کارکنان دقیقاً بدانند سطح عملکردشان تا چه حد مفید است و به چه نحو قادر اند پیشرفت کنند.

رهبران بزرگ، بجای بهره برداری از واژه‌های «من» و «تو»، از «ما» استفاده می‌کنند. به نوعی‌ مثال، یک مدیر می‌تواند بگوید: «من می‌خواهم تو کاری برایم انجام دهی» یا «تو در این نشست اجرای کارآمدی نداشتی». این سبک صحبت، منفی و انتقادآمیز است و ماحصل سودآوری هم ندارد.

از طرف دیگر، وقتی جملات با واژه‌ی «ما» جمع بسته می‌شوند، نشان‌دهنده‌ی این است که مساله یا نگرانی موجود، هم برای رهبر ارزش دارد و هم برای کارکنان. مثال: «ما باید سیستمی را بیابیم که کاراتر رفتار کند.»

بهره برداری از واژه‌ی «ما» به‌ویژه برای گرد هم آوردن یک تیم در شرایط بحرانی، به معنای کسب اعتماد خریداران خواهد بود.

درعین‌حال، رهبران محشر در بیشتر مواقع به حرف‌های خود جامعه‌ی رفتار می‌پوشانند. آن‌ها حقیقت را سانسور نمی‌کنند و در ضمن سعی نمی‌کنند برای خوشایند دیگران یا کسب وجهه، شیرین صحبت کنند. آن‌ها با تصمیم‌ها و گفتگوهایی که با خود حقیقی‌شان مغایر است، به خودشان و دیگران خیانت نمی‌کنند. وقتی وعده‌ای می‌دهند، به آن رفتار می‌کنند و اقداماتشان متناسب با گفتارشان است. بدین جهت، اعتبار و آوازه‌ای حقیقی به دست می‌آورند.

امیدواریم این مقاله پیرامون موبایل برای شما جالب بوده باشد.

منبع خبر